X
تبلیغات
خلوت دل
خلوتستان
دلا خو کن به تنهایی که از تنها بلا خیزد
سه شنبه 1393/01/26
ALMOST OVER

Learned how to rap as a little boy
Took a lot of crap as a little boy
Always had to fight back as a little boy
Always under attack as a little boy
Never got good grades as a little boy
I was locked in a cage as a little boy
Still I never was afraid as a little boy
I was feedin' my rage as a little boy
It's time to blow they minds..

Learned how to lose as an older man
Sang a lot of blues as an older man
But I saw it all through as an older man
Put together my crew as an older man
Felt a lot of pain as an older man
I established my name as an older man
People piss on my game as an older man
Ain't nothin' gonna change as an older man
It's time to blow they minds now


Got treated like a clown as a little boy
Kept my feet on the ground as a little boy
When you're living in a dream as a little boy
Ain't nothing like it seems as a little boy
I was hatin' on the world as a little boy
I was lovin' all the girls as a little boy
I was into punk rock as a little boy
I was breakin' non-stop as a little boy
It's time to blow they minds...

Got treated like a chump as an older man
Mixin' rock with the funk as an older man
Learned what a girl was as an older man
Now I know how to love as an older man
But I'm still a big kid as an older man
And I'd much rather give as an older man
Still I'm singin' in the rain as an older man
Ain't nothin' gonna change as an older man
It's time to blow they minds now

My life is one big dream
I'm lost in what it means
Don't wake me up 'cause it's almost over
These voices in my mind
Keep telling me it's time
To wake me up 'cause it's almost over

FRED DURST

+ نگاشته به قلم امین
سه شنبه 1393/01/26
اینطوری هم میشه!
وقتی نمیتونی، نمیشه، نمیذارن، زندگی مشترک تشکیل بدی و ساده و بی توقع و با قناعت اما با صفا و با هرچی خدا داده و شکرش  رو میکنی نفس بکشی؛ تنهایی با خدا زندگی کن و حالش رو ببر. بخند به سر و ته هرکی نمیتونه، نمیخواد،و نشده اینطوری زندگی کنه.تو چیزی داری که اونا حتی نمیتونن فکرش  رو بکنن.

فلک الحمد الهی 

+ نگاشته به قلم امین
شنبه 1393/01/02
به هرچی دادی شکر و هرچی ندادی بیشتر شکر. مال خودته، اختیارشو داری
مثل تلخی روز شیرین جشن ازدواج برادرت، یا سال تحویلی که دیگه به هوای کس دیگه هم حال نمیده....


 

وقتی تهش همه یه مشت خاکیم که نهایت تا یه نسل بعدمون اگه بیان یه فاتحه ای از دور فوت کنن،بعدشم گود برداریمون میکنن که برج برن بالا دیگه کلاً چرا؟

جدی جدی چرا؟

باید خیام شد، خیلی دنیا رو درست میدید. خیلی

+ نگاشته به قلم امین
یکشنبه 1392/12/18
چه گوارا تو چشم سربازی که داوطلب کشتنش بود, نگاه میکنه و داد میزنه :

میدونم اینجایی که منو بکشی !بهم شلیک کن ! ترسو !

تو فقط داری یه انسان رو می کشی... ( نه عقایدش رو )

حق یا نا حق چه یه جهان بینی داشت. پاش وایساد.

به مقام و قدرت نه گفت. و در راه عقیدش جونش رو داد!

بیش از این هم قابل ستایش نیست

+ نگاشته به قلم امین
چهارشنبه 1392/11/30

دست در دامن حيدر زن و انديشه مكن

هر كه با نوح نشيند چه غم از طوفانش

+ نگاشته به قلم امین
جمعه 1392/11/04
Deja vu

+ نگاشته به قلم امین
دوشنبه 1392/10/09

می‌نوشمت که تشنگی‌ام بیشتر شود

آب از تماس با عطشم شعله‌ور شود

آنگاه بی‌مضایقه‌تر نعره می‌کشم

تا آسمان ِ کر شده هم با خبر شود

آن‌قدرها سکوت تو را گوش می‌دهم

تا گوشم از شنیدن ِ بسیار کر شود

تو در منی و شعرم اگر «حافظانه» نیست

«عشقت نه سرسری ست که از سر به در شود»

آرامشم همیشه مرا رنج داده‌است

شور خطر کجاست که رنجم به سر شود؟

مرهم به زخم ِ بسته که راهی نمی‌برد

کاشا که عشق مختصری نیشتر شود


محمد علی بهمنی


+ نگاشته به قلم امین
چهارشنبه 1392/09/06
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
مسلمون از یه سوراخ دو بار گزیده نمیشه...

+ نگاشته به قلم امین
یکشنبه 1392/07/21
دیوانه ای از قفس پرید
آصف : مدارک سرقت شده، حقیقت که گم نشده!

روزبه: بله، حقیقت گم نشده. تکه تکه شده به اسم معرفت افتاده دست یه مشت آدم بی معرفت!

آصف : صد بار گفتم مستوفی پشتش گرمه، از یه جایی حمایت میشه.

روزبه: بله، میدونی کجا؟ همونجا که حقیقت مثله شده !
             میدونی کجا؟ پای اون سفینه فضایی که توی خیابونای این شهر جلوی چشمای حیرت زده ی خلق الله رژه میره...یه بار که توش لم دادی با د میوفته به غبغبت، کک به تنبونت.
        حقیقت میدونی کجا گم شده؟ لای خشت و آجرهای همین برج و باروهای سر به فلک زده. وقتی هوس میکنی طبقه ی بیستم شنا کنی، وجدانت از خشتکت میزنه بیرون، آب جکوزی با باقی نجاستا میشورتش میبره اونجا که عرب نی انداخت!
تخم سگ قضیه همین رفیق رفقای خودمونن که از شکل آبمنگل حالشون به هم خورد محض هوا خوری رفتن نیاوران و قیطریه ولی دیگه برنگشتن...

آصف : این شد حرف حساب؛ همین رفیق رفقامونو برگردونیم سرجاشون حقیقتم برمیگرده سر جاش!

روزبه: حقیقت وقتی میره سرجاش که هرکی خواست حق حساب بگیره دستش بلرزه، هرکی خواست ضعیف کشی کنه پاش گیر بیوفته.
اعتقاد مردم بالا همین برجا دود شد رفت هوا!

آصف: جناب روزبه حالا که رسیدی به غده چرکی، برو دنبال یه جراح، نه یه آرتیست!

روزبه: این کار یه جوون میخواد. یکی که درد مردم جیگرش آتیش بزنه.

آصف : آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم! این کار خود فراست ! اشتباه شما اینه که میخواستی از حاجی جیمز باند بسازی. بندازش جلو بگو بسم الله.

+ نگاشته به قلم امین
پنجشنبه 1392/06/07
ای دختر زیبا رخ مهتاب پیشانی

                                    نیمت عرب و نیم دگر هست ایرانی

خواهی دهم از اصل و اصالتتت نشانی؟

                                 تو نی عربی نی عجمی بلکه مسلمانی

+ نگاشته به قلم امین
پنجشنبه 1392/04/27
حالا اگه حالیمون شد
کتمان حقیقت حقیقت رو عوض نمی کنه!

حالا اگه حالیمون شد

+ نگاشته به قلم امین
دوشنبه 1392/04/10
to the one and only

:"Chocolate starfish and the hotdog flavored water" 

I always loved you

I love you now

and

I will always love you

because your are the best

xxx!

" one of these days we will be in the same place

in the same place yes, at the very same time,

but when it takes place & you want to talk s**l

then step your a*l up & say it right to my face

and then!!!!

you will get knocked the f*** out

‘cause your mouth´s writing checks

that your a** can´t cash"

+ نگاشته به قلم امین
پنجشنبه 1392/03/30


این المنتقم


دل می رود ز دستم تا یاد دلبر آید

با سر رود دل از جان،جان هم ز تن بر آید

کشتی شکستگانیم  ای بادها بخوابید

کآن آشنا همین جاست، گر دیده ابصر آید 

ده روز دور گردون گر رفت با دل خون

ده قرن در انتظاریم، کی صبرمان سر آید؟

در حلقه ی گل و مل با حزن خواند بلبل

ساقی تو گر نباشی این جمع ابتر آید

ای صاحب کرامت هیچ از تو ما نخواهیم

زیرا بدون پرسش لطف تو اکثر آید

آسایش دو گیتی در کاممان چو زهر است

ما بی قرار یاریم تا کی وی از در آید

در کوی نیک نامان جایی طلب نداریم

نیک ار تو را بدانیم حاشا که بهتر آید

آن تلخ وش که صوفی ام الخبایثش خواند

از تلخی فراقت صد بار کمتر آید

هنگام تنگ دستی پاکوب به حال مستی

چون او به تنگ دستان مولی و رهبر آید

سرکش مشو که چون شمع در پای خود بسوزی 

سر را شکن و دل را تا روز محشر آید

آئینه ی سکندر بشکن که همچو دلبر

نوری نمی توان دید در ره که اختر آید

خوبان پارسی گو یاران غار اویند

چون لشگر حقیقت از سمت خاور آید

حافظ به خود نپوشید این خرقه ی می آلود

ما خود به تن نماییم او را چو خوشتر آید


امام حسین سلام الله علیه : یُظهِرُ اللَّهُ قائِمَنا فَیَنتَقِمُ مِنَ الظّالِمینَ



+ نگاشته به قلم امین
جمعه 1392/03/17
واقعیت دردناک آنست که در طول تاریخ، مسببان بیشتر آسیب‌هایی که بشریت متحمل شده‌است،

آدم‌های بیشعور بوده‌اند و نه آدم‌های نادان. جنایت‌کاران بزرگ تاریخ همگی آدم‌هایی باهوش و

 سخت‌کوش بوده‌اند که حاصل‌ضرب استعدادهای شخصی متعدد مثبت آن‌ها با خودخواهی،

تعرض به حقوق دیگران و رذالت‌های منفی‌شان، از آن‌ها بیشعورهای عظیم و مخوفی ساخته

که دنیا را به آتش کشیده‌اند. در دنیای مدرن و با بالاتر رفتن سطح آموزش، در سایه‌ی این تفکر

 نادرست که سواد و آگاهی الزاما رفاه و فرهنگ عمومی را در پی خواهدداشت بیشعورهای

بسیار بیشتری تولید و به بهره‌برداری رسیده‌اند. تنها کافیست نگاهی گذرا به ایدئولوگ‌ها و

نظریه‌پردازان و حتی آدمکش‌هایی که از بطن دانشگاه‌های معتبر جهان رشد یافته‌اند و آمار

 قربانیان آن‌ها نگاهی بیندازیم تا صدق این مدعا ثابت شود. بله... دنیا به کام بیشعورهاست و

گویی سال‌هاست که بیشعورهای جهان متحد شده‌اند.


راهنمای عملی شناخت و درمان خطرناکترین بیماری تاریخ بشریت: "بیشعوری" / دکتر خاویر کرمنت/ ترجمه محمود فرجامی
+ نگاشته به قلم امین
شنبه 1392/01/03
ها عليهم يا عمي ها عليهم

علي الأكبر على اليسرى

وأبو فاضل على اليمين


مثل حمزة وحيدره


علي وسبع القنطرة


-----------------

تصورش هر روزی از سال وجد آوره


+ نگاشته به قلم امین

">