|
مستی بهانه کردم و چندان گریستم تا کس نداند که گرفتار کیستم
|
سرخوشان عشق را نالان مکن

لطفا برام دعا کنید...
یا حق
وقتی دیدم که نبود٬ هنگامی شنیدم که نمی خواند!
شگفتا هنگامی که چشمه ای سرد و زلال در کنار گوش تو می جوشد و می نالد٬
تو در آن هنگام تشنه آتش باشی نه آب!
و هنگامی که آن آب توسط همان آتش که تو تشنه آن بودی بخار شد و به هوا رفت
تو در آن هنگام تشنه آب گردی نه آتش!
و عمری گداختن در غم نبودن کسی که تا بود در غم نبودن تو می گداخت...
