تبليغاتX
خلوت دل
مستی بهانه کردم و چندان گریستم تا کس نداند که گرفتار کیستم
عشق زينب بيماري نيست جز فوق جنون.........هركه گويد يا حسين بر او سرايت ميكند..........اي كه بيماري چرا نزد طبيبان ميروي.......خرده نان سفره زينب كفايت ميكند.........كربلا باشد سفارت خانه حق بر زمين......اين سفارتخانه را زينب صدارت ميكند.........بيرق خون خواه شاه كربلا اين مطلب است......اهل عالم گوش باشيد اين سپاه زينب است
با خدا جویان بی حاصل مها تا کی نشینم؟... باش یک ساعت خدا را تا خدارا با تو بینم... تا تو را دیدم مها نی کافر ستم نی مسلمان... زلف رویت کرده فارغ از خیال آن و اینم... ای بهشتی روی اندر دوزخ هجرت بسوزم... بی تو گر خاطر کشد بر جانب خلد برینم... آسمان شبها به ماه خویش نازد می نداند... تا سحر گه خفته با یک آسمان مه در زمینم...
ای خدا این وصل را هجران

                                 سرخوشان عشق را نالان مکن

 

لطفا برام دعا کنید...

یا حق

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/04/27ساعت 10:31 بعد از ظهر  توسط امین  | 

هنگامی که بود نمی دیدم٬هنگامی که می خواند نمی شنیدم!

وقتی دیدم که نبود٬ هنگامی شنیدم که نمی خواند!

 

شگفتا هنگامی که چشمه ای سرد و زلال در کنار گوش تو می جوشد و می نالد٬

 تو در آن هنگام تشنه آتش باشی نه آب!

و هنگامی که آن آب توسط همان آتش که تو تشنه آن بودی بخار شد و به هوا رفت

تو در آن هنگام تشنه آب گردی نه آتش!

 و عمری گداختن در غم نبودن کسی که تا بود در غم نبودن تو می گداخت...

+ نوشته شده در  جمعه 1385/04/16ساعت 6:20 بعد از ظهر  توسط امین  |