|
مستی بهانه کردم و چندان گریستم تا کس نداند که گرفتار کیستم
|

چه طبیعت زیباست
عشق بازی گل با بلبل
یکی اندر دل ناز٬ دلربا و طناز!
دیگری غرق نیاز٬ شده مشغول نماز
آن یکی محرم راز
چه طبیعت زیباست
آن زمانی که به اندام درخت
دارکوب می کوبد
پیوسته و با نظم و نظام
و نوای خوش دل باختنی
سراپای درخت در تسلیم
دارکوب در بغل حبِّ درخت جای گرفت
چه طبیعت زیباست
آن زمان که مرا آموختند
از کرورها تخم دو ماهی عاشق
تنها٬ چندتایی به کرم جان گیرند
چرخه زیست چه خوش می گردد
چه طبیعت زیباست
زوزه گرگ به هنگام غروب
محو در عالم خلقت گردم
مناجات این درنده
چه خوش و چه دل نشینم آید!
چه طبیعت زیباست
ناز شصتت ای ببر
آن شکار باد حلالت
که تو تا سیر شوی٬ دست از خوردن آن برداری!
ما بقی را ز برای محتاج باز رهی!!!
تو به حق رادمرد تر از رادانی...
چه طبیعت زیباست
به خدا سلسله اشک از این زیبایی
نبود روز که جاری نشود
من به خود مغرورم!
که میان اینهمه زیبایی
زیباترین مخلوقم
چه طبیعت زیباست
که در این دانشگاه٬ من شدم دانش آموز این همه دانایی!
وگر استاد با چوب طبیعت به تنم ترکه زند...
من سراپا خنده
من سراپا قهقه مستانه
سراپای وجودم شورش و شوق تماشای وجودش گردد!
چه طبیعت زیباست
به خدا عاشق و معشوق شدم
و خدا نیز به من...
همه از فضل خداست
فلک الحمد الهی!
فلک الحمد!


بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله وانا الیه راجعون
السلام علیک یا علی بن محمد الهادی
السلام عليك يا حسن بن علي العسكري
بیست وسه محرم الحرام دومین سالگرد فاجعه جانگداز هتک حرمت حرم مطهر عسکریین علیهماالسلام است. در این حادثه تلخ و جانسوز، مرقد مطهر امام هادی و امام عسکری علیهماالسلام و نیز قبر پاک مادر بزرگوار امام عصر حضرت نرجس خاتون و عمه امام عسکری حضرت حکیمه خاتون سلام الله عليهم در اثر انفجار ویران گردید.
امام دهم و امام يازدهم عليهما السلام كه حرمت مزار منورشان اين گونه هتك گرديد، دو حجت بزرگ الهي هستند كه عالميان و آدميان از درك حتي اندكي از فضايلشان و مقام رفيعشان عاجزند.
حرم مطهر عسکریین، که سرداب مقدس امام زمان علیه السلام نیز در کنار آن حرم است، در میان مشاهد مشرفه و اعتاب مقدسه، خصوصیتی منحصر به فرد دارد و آن این است که: این مكان مقدس خانه شخصی امام عسکری علیه السلام بوده و تنها وارث ایشان وجود مبارک حضرت بقیه الله ارواحنا فداه هستند؛ لذا این حرم و این سرداب امروز و در این زمان خانه شخصی و ملک امام زمان علیه السلام است. جا دارد که با اشک و آه و حزن واندوه چنین بگوئیم که خانه ولی نعمت ما شمع و چراغ ندارد و سامراء هنوز هم شبها شام غریبان است و وجود مقدس امام عصر ارواحنافداه قبر مطهر پدر و جد بزرگوار خویش و نیز مزار مادر و عمه والا مقام خویش را مخروبه و ویران می بیند.
خداوندا! به حرمت دو حجت و ولي معصومت امام هادي و امام عسكري عليهما السلام، انتقام اين جسارت و هتك حرمت را به دست با كفايت فرزندشان مهدي موعود از دشمنانشان بگير و در فرج آن حضرت تعجيل بفرما.
اللهم انا نشكو اليك فقد نبينا و غيبت ولينا







---------------------------------------------------------------------------------------------
|
سرودهای از حضرت آيت الله العظمي وحيد خراساني (دام ظله العالي) در سوگ فاجعه هتك حرمت حرم عسكريين عليهما السلام | ||||||||
|
قلبِ قلب عـــــــالم امكان شكست داربست خانـــــــــه ايمان شكست انبيـــــاء و اوليا در اضطــــــــــــراب بارگـــــــاه عســــــگريين شد خراب
![]() |
بین یاران امیر المومنین روزی از ایام شد بحثی چنین
بعد اهل بیت پاک مصطفی کیست اندر رتبه محبوب خدا؟
هست سلمان لایق این افتخار؟ یا اباالفضل است صاحب اعتبار؟
عده ای گفتند سلمان برتر است در مقام عشق بر عالم سر است
پیش او سر خم شود بر چاکری هرکه را باشد به عالم سروری
الغرض هرکس کلامی ساز کرد اعـتـقـاد خـویـش را ابـراز کـرد
چون دلی آگه در آن مجلس نبود بی نتیجه ماند آن گفت و شنود
زآن قیـاس اشتـباه و نـا روا سخت شد آزرده قلب مرتضی
شب رسید و آن جماعت غرق خواب کـآمد در خواب ایـشان بـو تـراب
می خروشید از نگاه او غضب گفت با ایشان چنین فخر عرب
شیعه ما گر بود گوهر شناس کی کند عباس را با کس قیاس؟
عالمی مست گل یاس من است خلق سلمان کار عباس من است
گر نگاهی از سر احسان کند هر دو عالم را به از سـلمان کند
گر چه سلمان محرم اسرار ماسـت گر چه فرمودست پیغمبر ز ماست
لیک گر اهل زمین و آسمان گــر هــمـه قـدوسـیـان٬ کـروبـیـان
ما سوالله گر همه سلمان شوند در مـیـان کـفـه مـیـزان شـونـد
وز سر عباس در سوی دگر رشته مویی گر شود زاو جلوه گر
کفه سلمانیان همچون حباب می رود بالا و بالا با شتاب
میرود تا آسمان هفتمین کفه عباس ماند بر زمین
مظهر الله عباس من است عاشق آگاه عباس من است
چشم بگشا چشم او عاشق کش است عشق با زیبا جمال او خوش است
چشم بگشا جلوه شاهی ببین عشق را عباس اللّهی ببین
ساقی عباس است می از او طلب باده می دهد او با بزل و طرب
چشم بگشا باده در دستان اوست عشق در صهبای سر مستان اوست
باده او کیمیا در کیمیاست باده او موجب صدق و صفاست
شربت و شهدِ وفا در کام اوست از ارادت می کمی در جام اوست
نشئه این می ندارد انتها انتهایش را خدا داند خدا
هرکه زین می جرعه ای نوشیده است رختی از جنس جنون پوشیده است